مدیریت پسماند در ایران؛ از فقر دانش تا بحران سلامت عمومی

شنبه 25 مرداد 1404 ساعت 20:00
مدیریت پسماند در ایران؛ از فقر دانش تا بحران سلامت عمومی

یادداشت اختصاصی : امیر رضا عسگری

پسماند ایران _ هر روز هزاران تن زباله در ایران تولید می‌شود، اما آنچه بیش از حجم پسماند نگران‌کننده است، کمبود دانش و رویکرد علمی در مدیریت آن است. در بسیاری از شهرها، سازمان‌ها و شهرداری‌ها بدون پشتوانه علمی تصمیم می‌گیرند و هیچ نهاد نظارتی مجهز به ابزارهای ارزیابی علمی وجود ندارد. نتیجه؟ آسیب مستقیم به محیط زیست و سلامت تک‌تک ما.

اما پرسش اصلی این است: مسئول  و پاسخگو چه کسانی هستند ؟ اعضای محترم شورای شهر؟نمایندگان  محترم مجلس؟ مدیران اجرایی؟ یا پاکبانانی که با حداقل امکانات در خط مقدم جمع‌آوری پسماند قرار دارند؟ شاید هم شهروندانی که آموزش کافی ندیده‌اند یا سرمایه‌گذاران و پژوهشگرانی که علاقه‌مند به فعالیت در این حوزه‌اند؟

آمارهایی که باید جدی گرفت

روزانه حدود ۵۵ هزار تن پسماند در کشور تولید می‌شود. تنها ۲۰ هزار تن از آن وارد فرآیندهای پردازش می‌شود و بیش از ۹۰٪ واحدهای پردازش یا از کار افتاده‌اند یا به‌درستی راهبری نمی‌شوند. ده‌ها هزار تن پسماند روزانه دفن می‌شود و پسماندسوزی نه تنها رو به افزایش است، بلکه به یک فرهنگ تبدیل شده است.

کمپوست بی‌کیفیت، محصولی که معضل شد

کود کمپوست تولیدی اغلب بی‌کیفیت و غیرقابل استفاده است. علت؟ نبود فناوری و تجهیزات روز، جداسازی ناقص زباله، فقدان مطالعات علمی بومی و استفاده از روش‌های کهنه. نتیجه، کوه‌هایی از کمپوست بلااستفاده است که خود به معضل محیط‌زیستی تبدیل شده‌اند.

اقتصاد پسماند؛ طلای کثیف

مدیریت پسماند در ایران غالباً به چشم یک بنگاه اقتصادی کوتاه‌مدت دیده می‌شود. پیامدها: بی‌اعتمادی به سرمایه‌گذاران، بی‌مهری به متخصصان، فقدان حمایت از فناوری‌های نو و فروپاشی زنجیره‌های بازیافت.

آموزش یا رفع تکلیف؟

دستورالعمل‌های آموزشی برای شهروندان و تولیدکنندگان پسماند غالباً بی‌محتوا هستند. آموزش باید علمی، عملی و قابل‌سنجش باشد تا تغییری پایدار ایجاد کند، نه فقط شعاری تبلیغاتی.

نهادهای نظارتی؛ سکوت تا کی؟

زمان آن رسیده که نهادهای نظارتی، اقدامات بی‌اثر و آمارهای ساختگی را شناسایی کنند و با کارشناسان مجرب و توانمند همکاری کنند تا آلودگی آب، خاک و هوا و اثرات آن بر سلامت عمومی جامعه جدی گرفته شود.

پایان آزمون و خطا

ایران امروز جای آزمون و خطا نیست. ایجاد واحد تحقیق و توسعه ملی و کمیته فنی با حضور کارشناسان دلسوز و متخصص، ضروری است. پرسش‌های ساده‌ای مانند «چرا زباله‌سوزی؟چرا  RDF  ؟»، «چرا تفکیک از مبدأ کم‌اهمیت است؟» می‌تواند نقطه آغاز تفکر نقادانه و تصمیم‌گیری علمی باشد.

پیش از سونامی

اگر امروز فریاد تغییر بلند نشود، فردا شاید دیر شده باشد. این بحران نه تنها ملی، که شخصی است؛ اثر آن در خانه، خانواده و بدن ما نفوذ کرده است. سلامت عمومی، نه رانت می‌پذیرد، نه فامیل‌بازی و نه سیاسی‌کاری. وقت آن است که زشتی‌ها را زیر فرش پنهان نکنیم و مسیر مدیریت پسماند را اصلاح کنیم.