یادداشت _ ابوعلی گلزاری
در جهانی که مرز میان صلح و جنگ بهطرز فزایندهای مبهم شده، مفهوم «تابآوری شهری» دیگر به توان برقرسانی اضطراری یا وجود سرپناه ختم نمیشود. اکنون، مدیریت پسماند تبدیل زباله به دارایی دفاعی به بخش جداییناپذیر از پدافند غیرعامل و بقای شهری در دوران بحران تبدیل شده است. «تبدیل زباله به دارایی دفاعی» مفهومی استراتژیک و چندوجهی است که در بحرانهای مسلحانه، جنگهای شهری، و حتی ناپایداریهای زیستمحیطی مورد توجه قرار گرفته و میتواند الگویی پیشرو برای تهران در شرایط امروز باشد.
تبدیل زباله به دارایی دفاعی یک رویکرد هوشمندانه در مدیریت بحران است که در آن، پسماندها نهتنها تهدید محسوب نمیشوند، بلکه بهعنوان منابع جایگزین برای تجهیزات دفاعی، ساختوساز اضطراری، تأمین انرژی، و حتی کمک به جنگ روانی و بازسازی پس از بحران مورد استفاده قرار میگیرند. این مفهوم در کشورهای جنگزده یا درگیر با بحرانهای شدید کاربرد داشته و اکنون میتواند در شهرهایی مثل تهران نیز بهصورت راهبردی اجرا شود.

زباله؛ از بحرانزا به بحرانزدا
برخلاف تصور سنتی، پسماندهای شهری در شرایط جنگی نهتنها تهدید نیستند، بلکه میتوانند به داراییهای تاکتیکی، منابع انرژی، مصالح ساختوساز، یا ابزار جنگ روانی تبدیل شوند. نمونههایی از این نگاه را در غزه، اوکراین، سوریه و حتی برخی ایالتهای آمریکا در تمرینهای دفاع شهری میتوان یافت. موضوع اصلی، «بازتعریف کارکرد پسماند»است. تغییری که به همافزایی میان نوآوری فناورانه، مدیریت بحران، بازیافت، و آموزش شهروندی نیاز دارد.
از بطری تا ماکت فریب
یکی از محورپلاستیکی های کلیدی این رویکرد، استفاده از پلاستیکهای سبک اما مقاوم در کاربریهای دفاعی است. بطریهای PET، ظروف پلیپروپیلن و بستهبندیهای امدادی، در صورت فشردهسازی با حرارت پایین، میتوانند به آجرهای ساختاری تبدیل شوند. این آجرها برای ساخت دیوارهای محافظ، سنگرهای سبک شهری، یا پوشش سقف در پناهگاههای اضطراری بسیار مناسباند.
افزون بر آن، از فومهای بازیافتی میتوان برای عایقسازی صوتی در پناهگاهها، ساخت پوششهای استتار و طراحی ماکتهای فریب (decoy) بهره گرفت؛ سازههایی که هدف سامانههای شناسایی دشمن را منحرف میکنند. استفاده از این تکنیک در جنوب لبنان و نوار غزه گزارش شده و در کاهش دقت حملات هوایی موثر بوده است.

نخالههای ساختمانی؛ بازیافت آوار به سپر
آوار حاصل از تخریب سازهها در حملات، منبع عظیمی از مصالح قابل بازیافت است. بتنهای شکسته، بلوکهای سفالی و میلگردهای مستعمل، با فرایند خردسازی و بازقالبگیری، به بلوکهای مقاوم تبدیل میشوند. این مصالح بهویژه برای احداث موانع ضدخودرو، دیوارهای انفجارگیر و حتی بازسازی اولیه مدارس و بیمارستانها در شرایط جنگی بسیار مؤثر بودهاند.
در شهر موصل عراق، پروژههایی با بازیافت بیش از ۵۰٪ نخالهها، نهتنها روند بازسازی را سرعت بخشید، بلکه اشتغال محلی را نیز تقویت کرد. استفاده از این مصالح، در مقایسه با واردات سازههای پیشساخته، از نظر اقتصادی و لجستیکی نیز مزیت دارد.

فلزات و تجهیزات الکترونیکی؛ فناوری بازیافتی در خط مقدم
در خطوط مقدم یا پناهگاههای محاصرهشده، دسترسی به تجهیزات نظامی مدرن محدود است. اینجاست که پسماندهای فلزی و الکترونیکی اهمیت مییابند. از قوطیهای فلزی کنسرو گرفته تا کابلهای برق و باتریهای مستعمل، میتوان ابزارهایی چون هشداردهندههای دستی، سیستمهای نور اضطراری، صفحات محافظ سبک و حتی مولدهای خورشیدی ساخت.
در مناطقی از شرق اوکراین، واحدهای داوطلب با استفاده از قطعات الکترونیکی اسقاطی، کیتهای شنود محلی، چراغهای LED اضطراری و شارژرهای خورشیدی ساده تولید کردهاند که نقشی کلیدی در تداوم عملیات شبانه و حفاظت اطلاعاتی ایفا کردهاند.

پسماند تر؛ انرژی تجدیدپذیر در دل بحران
زبالههای آلی در نگاه سنتی بوی تعفن و خطر بیماری میدهند، اما در مدلهای جدید مدیریت بحران، این مواد منبعی برای تولید انرژی و کمپوست هستند. از طریق فناوریهای مقیاس کوچک بیوگاز، حتی با چند کیلوگرم پوست میوه و پسماند غذایی، میتوان سوختی تولید کرد که برای گرمایش یا پخت غذا در پناهگاهها کارآمد باشد.
در اردوگاههای آوارگان در بنگلادش و یمن، این روشها نقش حیاتی در کاهش وابستگی به گازوئیل وارداتی و کاهش آلودگی زیستمحیطی ایفا کردهاند. همزمان، از کمپوست تولیدشده برای بازسازی خاکهای تخریبشده و کاشت سریع پوشش گیاهی استفاده شده که به ترمیم روانی و زیباشناسی محیط کمک میکند.

منسوجات کهنه؛ لجستیک نرم در جنگ سخت
لباسهای مستعمل، پتوها و چادرهای پاره، در بحران بهعنوان منابعی برای تولید ماسکهای چندلایه، کاور تجهیزات، ساکهای امدادی یا کیسه شن بهکار میروند. در شرایطی که زنجیره تأمین با اختلال مواجه است، این منسوجات میتوانند بخشی از نیازهای اولیه را بهصورت بومی و کمهزینه تأمین کنند.
برخی گروههای محیطزیستی در شهرهای جنگزده سوریه، کارگاههایی راهاندازی کردهاند که با دوخت و بازیافت منسوجات، نهتنها تجهیزات موردنیاز را تولید میکنند بلکه اشتغال زنان و نوجوانان را نیز در شرایط بحران تضمین میکنند.

ابعاد روانی و فرهنگی؛ زباله بهمثابه امید
یکی از ظریفترین و شاید مهمترین نقشهای پسماند در بحرانها، بعد فرهنگی و روانی آن است. از ساخت مجسمههای نمادین با قطعات فلزی گرفته تا نقاشی با رنگهای خوراکی دورریختنی، زباله میتواند به زبانی برای بیان مقاومت و امید بدل شود. در پناهگاههای تحت محاصره، این فعالیتها به حفظ سلامت روان کودکان و تداوم حس هویت جمعی کمک کردهاند.
در سالهای اخیر، یونسکو طرحهایی برای آموزش «تفکیک و آفرینش» به کودکان در پناهگاههای اوکراین اجرا کرده که در آن از مواد بازیافتی برای ساخت اسباببازی، ماسکهای نمایشی و حتی ابزار یادگیری استفاده میشود.

تهران و سناریوی بحران؛ مقاومسازی در برابر تهدید
تهران با بیش از ۹ میلیون نفر جمعیت و تولید روزانه بیش از 7000 تن پسماند، شهری با ظرفیت بالقوه عظیم برای بازتعریف مدیریت بحران از منظر پسماند است. پیشنهادهایی همچون:
· ایستگاههای سیار پردازش زباله برای تولید مصالح یا سوخت جایگزین
· سامانه تفکیک اضطراری پسماند در پناهگاهها و مراکز امدادی
· انبار راهبردی مواد بازیافتی قابل استفاده در تولید تجهیزات
· شبکه آموزشی «تفکیک برای بقا» در مدارس و محلات
همگی میتوانند تهران را به الگویی در مدیریت پسماندِ مقاومسازیشده تبدیل کنند.

پسماندها، اگرچه نماد مصرف و اسراف تلقی میشوند، اما در دوران بحران میتوانند به ستونهایی برای دفاع شهری، تابآوری روانی و بازسازی زیرساختی بدل شوند. نگاه نوین به زباله، مستلزم تلفیق مهندسی، برنامهریزی شهری، علوم محیطی و سیاستگذاری چندبخشی است.
تهران اگر بخواهد آیندهنگر و مقاوم باشد، باید از همین امروز، به «تفکیک اضطراری» و «بازیافت راهبردی» نهبهعنوان فعالیتی محیطزیستی، بلکه بهعنوان ضرورتی امنیتی و دفاعی نگاه کند.
در جهانی پرتنش، شاید نخستین سنگر هر شهر، نه در مرزهای جغرافیایی، بلکه در سطل زباله آن باشد.